دل من فكرشي هر جا افتادي از پا
دل من تو ديگه مردي تو سينه سوختي
دل من خسته شدي تو اون خوشه بي تو
دل من تا كي اسيري واسه كي ميميري
دل من روزاي خوبت همشون رفتن
دل من بغزتو بشكن گريه كن با من
نوشته شده توسط سعیده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 8:38 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

منو انتظارو كاووس تنهايي
منو حس اينكه هر لحظه اينجايي
دارم آينه ها رو گم ميكنم كم كم
تو رو هر طرف رو مي كنم مي بينم
نگو از تو چشمام چيزي نمي خوني
تو كه لحظه لحظه حالم رو مي دوني
اگه اين بهارم بر نگردي خونه
ديگه چيزي از من يادت نمي مونه
منو رها كن از اين فكر تنهايي
تو نرفتي نه تو هنوزم اينجايي
دارم از خودم با فكر تو رد مي شم
دارم عاشقي رو با تو بلد مي شم
نوشته شده توسط سعیده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 7:58 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
يه زیبا قلبمو خیلی آروم شکست و رفت يه بوسه يادگاري روي گونه هام گذاشت و رفت فكر مي كرد من هيچ وقت دوستش نداشتم توي دنياي درد و بي كسي ، تنهام گذاشت و رفت من به چشماي يه زيبا خيلي زود نگاه كردم تقصير خودم بود كه رفت ، من اشتباه كردم يه زيبا ، دل منو كوير كرد و رفت سر قرارهاي دلم ، چه قدر دير كرد و رفت نبودنش معما بود ، پر از " چرا؟ " ، " بيا " با برق چشماش ، منو اسير كرد و رفت من به چشماي يه زيبا خيلي زود نگاه كردم تقصير خودم بود كه رفت ، من اشتباه كردم يه زيبا ، با اون نگاش ديوونه ام كرد و رفت مجنون شدم ، با صحرا هم خونه ام كرد و رفت هر چه قدر براي برگشتنش موندم ولي زندگيمو گرفت و برد ، بي آشيونه ام كرد و رفت من به چشماي يه زيبا خيلي زود نگاه كردم تقصير خودم بود كه رفت ، من اشتباه كردم يه زيبا منو يه جاي خلوت گذاشت و رفت براي چشام يه قيمت گذاشت و رفت مي دونم از دست من خيلي خسته شده بود رفتنش رو پاي قسمت گذاشت و رفت من به چشماي يه زيبا خيلي زود نگاه كردم تقصير خودم بود كه رفت ، من اشتباه كردم يه زيبا نامه هامو پاره كرد و رفت براي رفتنش فكر چاره كرد و رفت كلي سوال بي جواب داشتم ازش همه ي "چرا" هامو "آخه" كرد و رفت من به چشماي يه زيبا خيلي زود نگاه كردم تقصير خودم بود كه رفت ، من اشتباه كردم يه زيبا لبخند منو كم كرد و رفت دنيا رو پيش چشماش خم كرد و رفت اون مث يه فرشته بود ولي همه ي دنياي منو جهنم كرد و رفت من به چشماي يه زيبا خيلي زود نگاه كردم تقصير خودم بود كه رفت ، من اشتباه كردم يه زيبا فقط اشك واسه چشام گذاشت و رفت يه بغض بزرگ تو صدام گذاشت و رفت خودش مي دونه كلي واسش مي مردم توي شعرام"تو رو مي خوام" گذاشت و رفت من به چشماي يه زيبا خيلي زود نگاه كردم اشتباه کردم...........................

نوشته شده توسط سعیده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 ساعت 1:44 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
رفتي تا آواره ي عاشق بشم رفتي تا دربه دره اين جاده شم رفتي تا رو آرزو هاي خودم تا ابد يه خط باطل بكشم رفتي عاقبت كه بي تو دق كنم پيش عكست شب بشينم هق هق كنم نيستي اما از تو مي خونم كه باز با صدام دنيايي رو عاشق كنم خنده ي تو تا هميشه با منه قلب آواره واسه تو مي زنه كاش يه روزي اين جدايي بشكنه من هنوزم با توام مثل قديم مثل اون شبا كه پرسه مي زديم ما هنوزم عاشقي رو بلديم شب نمناك خيابون يادمه پرسه هامون زير بارون يادمه خونه ي گرم دلامون يادمه بگو دستات توي دستاي كيه بگو سطر آخر قصه چيه بي تو چشمام داره باروني ميشه بازم اينجا جاي چشمات خاليه
نوشته شده توسط سعیده در جمعه چهاردهم دی 1386 ساعت 5:56 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
از داره دنيا ، منم و يه ستاره / اونم كه ميخواد ، بره تنهام بذاره / هر چي كه ميگم ، نرو فايده نداره / مي خواد دلم رو ، به زانو در بياره / براي هر چيز ، يه بهونه مياره / تا ميگم آخه ، ميگه آخه نداره / ميگم بيا تا ، يكي باشيم دوباره / آهسته آروم ، ميگه نه با اشاره / پيشش ميشينم ، تا بتونه دوباره / گذشته ها رو ، باز به خاطر بياره / يادش بياد اين ، دل عاشق بيچاره / تو دنيا چيزي ، نداره جز ستاره / پاميشه ميره ، منو تنها ميذاره / با رفتنش رو ، دل من پا ميذاره / از ابر چشمام ، بارون غم ميباره / طفلي دل من ، كه شده پاره پاره / من بي ستاره ، همه عمرم تباهه / روزاي عمرم ، همه رنگش سياهه / دونه به دونه ، نفسام بي ستاره / حتي يه ذره ، بوي زندگي نداره / بي اون نمي خوام ، ديگه زنده بمونم / جز اون نمي خوام ، واسه هيچكس بخونم / ميرم يه گوشه ، تك و تنها بميرم / شايد بتونم ، كمي آروم بگيرم .

نوشته شده توسط سعیده در یکشنبه دوم دی 1386 ساعت 12:43 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
اگه بگم که قول مي دم تا هميشه باهات باشم اگه بگم که حاضرم فداي اون چشات بشم اگه بگم توآسمون عشق من فقط تويي اگه بگم بهونه ي هر نفسم تنها تويي اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي کنم اگه بگم زندگيمو بذر بهارت مي کنم اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني اگه بگم بال مني لحظه ي پرواز مني ميشي برام ماه شباي بي سحر؟ ميشي برام ستاره ي راه سفر؟ ولي بدون هرجا باشي يا نباشي مال مني بدون اگه براي من هم نباشي عشق مني 
كاش بودي تادلم تنها نبود تا اسير غصه فردا نبود
كاش بودي تا براي قلب من زندگي اينگونه بي معنا نبود
كاش بودي تا لبان سرد من قصه گوي غصه غمها نبود
كاش بودي تا نگاه خسته ام بي خبر از موج واز دريا نبود
كاش بودي تا زمستان دلم اينچنين پرسوز وپرسرما نبود
كاش بودي تا فقط باور كني بعد تو اين زندگي زيبا نبود ..
نوشته شده توسط سعیده در شنبه هفدهم آذر 1386 ساعت 9:37 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
هيچ وقت نشد بهت بگم که من چقدر دوستت دارم
نشد يه روز، بهت بگم که من فقط تو رو دارم
روزا با تو بيدار ميشم شبا با تو به خواب ميرم
هيچ وقت نشد بدوني که من بي تو فردا ندارم
تو همه دنياي مني
امروز و فرداي مني
ميگن چشاي عاشق يه دنيا شعرو قصه ست
اما چرا عزيزم چشام لبريز غصه ست
ميگن اشکاي عاشق پيش خدا عزيزه
نميدونم تا کي بايد بريزه و بريزه

نوشته شده توسط سعیده در شنبه دهم آذر 1386 ساعت 8:34 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
در اين دنيا تك و تنها شدم من
گياهي در دل صحرا شدم من
چو مجنوني كه از مردم گريزد
شتابان در پي ليلا شدم من
چه بي اثر مي خندم
چه بي اثر مي گريم
به ناكامي چرا رسوا شدم
چرا عاشق چرا شيدا شدم من
عشق من
تو رو از بين صدها گل جدا كردم
تو قلبم جشن عشقتو به پا كردم
براي نقطه پايان تنهايي
تو تنها اسمي هستي كه صدا كردم
عشق من عشق من
بگو از پاكي چشمت ، منو لبريز خواستن كن
با دستات حلقه اي از گل بساز و گردن من كن
اگر از مرگ باورها از آدمها دلم سرده
نوازش كن تو دستامو كه خيلي وقته يخ كرده

نوشته شده توسط سعیده در شنبه سوم آذر 1386 ساعت 8:27 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

دست خودم نیست اگه قلبم بی قراره
بارون اشکام به روی گونم می باره
دست خودم نیست اگه دست وپام می لرزه
دست خودم نیست توی خواب شبانه
صورت ماهت همیشه تو رویاهامه
تو فقط راه نجاتی
تویی حل مشکلات
تو ای ارامش من
توتنها خواهش من
نوشته شده توسط سعیده در شنبه بیست و ششم آبان 1386 ساعت 8:45 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
دل من خستگیات خیلی زیاده می دونم
دل من تنهائیات پر از سواله می دونم
دل من خندیدنت فقط تو خوابه می دونم
دل من آرزو هات نقش بر آبه می دونم
دل من تحملت مثله یه کوهه می دونم
دل من عاشقیات مثله جنونه می دونم
دل من صبوری وکسی سراغت نمی یاد
دل من خسته ای وصدا ازت در نمی یاد
دل من امید تو فقط باید به خدا باشه
دل من تنهائیات باید پر از دعا باشه

عشق با روح شقايق زيباست
عشق با حسرت عاشق زيباست
عشق با نبض دقايق زيباست
عشق با زهر حقايق زيباست
عشق با
در حسرت ديدار تو بو دن زيباست
نوشته شده توسط سعیده در جمعه هجدهم آبان 1386 ساعت 1:3 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

سلام گلایی که به وبلاگ من اومدین
من سعیده گله هستم اصلا هم اهل وبلاگ های عشق و عاشقی نیستم این وبلاگ رو برای همینجوری که دور هم باشیم ساختم
خب انشا... که خوشتون بیاد
همتون رو دوست دارم
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY